رنگ میزنم هوا را به رنگ نفسهایت..زندگی جاریست تا که هستی
رنگ میزنم هوا را به رنگ نفسهایت..زندگی جاریست تا که هستی
تو با چشمان باز
در خوابی
من با چشمان بسته
در حال فرار
محال است
رسیدنمان به هم
حتی اگر بهانه
عشق باشد
الیا
جمعه 21 بهمنماه سال 1390 ساعت 12:19 ب.ظ
سلام.
جالبه ولی یه بنده خدایی می گفت عشق کمنده ... ازش فرار نمیشه کردش
سلام
از نظر من میشه خیلی سخته ولی فرار کردم که می گم البته قبل از اومدنش باید به جنگش رفت
عشق جز خون جگر خوردن نبود
جز به شام بی کسی مردن نبود
زیبا نوشتید
موفق باشید
ممنون ولی من ننوشتم