X
تبلیغات
رایتل

168

تلخ منم همچون چای سرد

که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی

و ننوشیده باشی

تلخ منم

چای یخ؛

که هیچ کس ندارد هوسش را...


سید علی صالحی



پ.ن:

الهام

چه واژه ی غریبی

کاش می فهمیدمش


روزی اگر نباشم

چه میشود؟هیچ

اما نه

به حزن زود افتادنم از درخت زندگی

شاید برگی

پیش از رسیدن پاییز،با درخت وداع کند

شاید به رسم اشک های شبانه ام

آسمان به جای من بگرید

یا شاید به خاطر شکفتن لبخند مرگ روی لبانم

گلها زودتر از بهار بشکفند

قاصدک شاید بعد من

خبر نبودنم را به خانه ی دوستانم ببرد

چه کسی میداند؟

شاید کسی برایم اشک بریزد

یا افسوس بخورد که طعم عشق را نچشیدم

کاش گریه نکند کسی برایم

تا آنجا غصه دار نشوم که من مقصرم

تلخی بی تفاوتی شان برایم شیرینتر از اشکشان است

کاش کسی از گریه هایم خبر داشت

خاله جانم کجایی؟

دلم شانه هایت را برای گریه کردن میخواهد

کاش اینجا بودی تا باز سبک شوم


خدایا صدایم را میشنوی؟

بنده خوبت نبودم

ولی کاش دعایم را مستجاب میکردی

از این دنیا میبردیم

این بار بد بریدم از زندگی


میدونم دنیام داغونه،ولی کاش کسی به روم نیاره

این بار برای بلند شدن انرژی ندارم


آره پر رویا و برنامه بودم

نمیدونم چطور سوخت و جاشو به اشک داد

ولی سوخت...


ساعت 11 شب 7 شهریور اینو با گریه نوشتم

امروز صبح هشتمه

و من هنوز غرق خوابی ام که دیدم

کاش واقعیت بود...

[ سه‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 08:03 ب.ظ ] [ الیا ] [ نظرات (0) ]