X
تبلیغات
رایتل

229

حرف مُفتی بیش نبود

فردا هرگز

سر قرار بامدادی‌اش

حاضر نشد

ما با بلیت‌های باطل‌شده در دست

از ایستگاه قطار صبح

به خانه باز آمدیم

و در راه

فرداهای بسیاری دیدیم

که مانند سیب‌های کال

از شاخه‌های خمیده‌ی تقویم

فرو افتاده بود

آری

ما قایق‌های کاغذی‌مان را

دیر به آب انداختیم

دیگر هیچ جزیره نامسکونی

در آب‌های جهان نمانده است ...


عباس صفاری

[ پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1391 ] [ 12:38 ب.ظ ] [ الیا ] [ نظرات (0) ]